ابن داود الحلي

26

سه ارجوزه در كلام ، امامت وفقه ( فارسي )

براي انطباق يافته‌هاى خود با متون ديني ندارد ، ولى متكلّم رسالت خود را در اين مىبيند كه عقايد ديني را برهاني كند . « 1 » ونيز از آن جهت كه اين علم پيرامون مسائل ديني گفتگو مىنمايد ، مىتوان آن را علمي در قبال فقه بشمار آورد ؛ با اين تفاوت كه در فقه به احكام فرعى عملي پرداخته مىشود ودر كلام به مسائل فكرى واعتقادي . از اين بيان روشن مىشود كه همچنانكه پژوهشگران ودرس‌آموزان دانش فلسفه براي مصونيت از خطاى در انديشه واستنتاجات فلسفي به « منطق صوري » « 2 » و « مبادى وأصول موضوعهء فلسفي » نيازمندند ، « 3 » وكاوشگران ودست‌اندركاران استنباط مسائل فقهى براي پيشگيرى از هر گونه اظهار نظر وفتواى ناصواب به « أصول » و « قواعد فقهى » احتياج دارند ؛ « 4 »

--> ( 1 ) - حكيم سبزوارى در حاشيهء منظومه مىگويد : « متصدّيان شناسائى حقايق موجودات ، طوائفى مىباشند . گروهى تحقيق حقايق را منحصر دانند به فكر وگروهى به رياضت وكشف . دستهء دوم عرفا وصوفيه مىباشند . دستهء اوّل يا مقيّدند كه موافق با شرع باشد وايشان متكلّمان اسلامى هستند . يا به موافقت أنبياء وشرايع مقيّد نيستند وايشان فلاسفهء مشّاء مىباشند . ودسته‌اى كه جمع بين رياضت وبرهان كرده‌اند ، حكماى اشراقند . » ( نقل از پاورقى صفحهء 7 كتاب « علم كلام » صفائى ) . ( 2 ) - منطق صوري اصطلاحى است در مقابل منطق مادّى يا متدولوژى ، كه قوانين درست انديشيدن را به دست مىدهد وبكارگيرى آن سبب مصونيّت از خطاى در فكر مىشود . در اين منطق فقط به قالبهاى فكرى صرفنظر از موادّ آنها توجّه مىشود ، بر خلاف منطق مادّى كه به محتويات فكر ارتباط دارد وروش تحقيق را بر حسب آنكه موضوع از چه مقوله‌اى باشد ، تعيين مىكند ( بر گرفته از منطق صوري / ديباچه ) بنا بر آنچه در آغاز بيشتر كتب منطقي وحكمي نقل شده ، نخستين تدوين كنندهء منطق صوري ، حكيم أرسطو بوده است . از اين جهت نام ديگر منطق صوري را « منطق ارسطويى » نهاده‌اند ونيز بلحاظ آنكه منطق مادّى در قرون أخير مطرح شده وبه كمال رسيده است ، منطق صوري را به عنوان « منطق قديم » نيز خوانده‌اند . آنچه در اين ميان حائز اهميّت است اينكه منطق صوري ارسطويى در بسيارى از موارد بر موادّ ومفاهيم فلسفي تكيه دارد ، تا بدانجا كه برخى از نويسندگان ، منطق را « ميزان فلسفه » وبرخى ديگر « ادات فيلسوف » ناميده‌اند . ( فرهنگ معارف اسلامى 4 / 368 ذيل منطق ) . اينك به نظر مىرسد كه پيراستن منطق صوري از موادّ آميختهء با آن وتفكيك اين دو از يكديگر مىتواند نتايج ارزشمندى ببار آورد ونقش انكارناپذير قوانين منطقي را در پژوهشهاى علمي آشكارتر سازد . به عبارت ديگر : بايد معلوم شود كه منطق ارسطويى تا چه حدّ به بيان قوانين منطق صوري پرداخته وتا چه مقدار پيرامون منطق فلسفي گفتگو مىكند ودر شمار متدولوژى علوم قرار مىگيرد . ( 3 ) - در شناخت مبادى تصوريّه ، مبادى تصديقيّه وأصول موضوعه رجوع شود به : فرهنگ معارف اسلامى 4 / 113 ( ذيل مبادى تصديقيّه ومبادى علوم ) . ( 4 ) - در تعريف أصول فقه وقاعده فقهى رجوع شود به : فوائد الأصول 1 / 17 - 29 + القواعد الفقهية 1 / 14 - 21 . ونيز در آغاز بيشتر كتابهاى أصولي همچون كفاية الأصول ، تعريف علم أصول وموضوع آن مورد بررسى وبحث قرار گرفته است .